تبليغاتX
سرب - چه آسون میشه مارو کشت
نوشته هایی به رنگ سرب
دیروز هزار بار ترسیدم از هر ماشین سبزی که از کنارم رد شد خواه الگانس راهنمایی رانندگی نیروی انتظامی بود خواه پیکان سبز قراضه مسافر کش منو ترسوند.روزنامه ها حد وحدود بد حجابی رو منتشر کرده بودن.نه مانتوم کوتاه بود نه روسریم باریک بود ونه مانتوی تنگ وآستین کوتاه پوشیده بودم.جوراب اما ... جوراب نپوشیده بودم ومیترسیدم که نکنه یکی از مظاهر بد حجابی باشم تو این وا نفسا...

فکر کردم من که ۲۴ساله ام و هزار تا هزاران تا ترس بی انتها رو تا امروز به خاطر حرفه ام و فعالیت هام بلعیدم میترسم تازه مثلا خبرنگار حوزه نیروی انتظامی هم هستم وای به روزگار ۱۲ساله ها ۱۳ ساله ها ۱۴ ساله هاوخلاصه همه دختران سرزمین ام.دیروز با آقای ابطحی گفتگوی تلفنی داشتم در باره لایحه حریم خصو.صی که دولت قبل تقدیم کرد و دولت جدید پس گرفت.می گفت حتی فصل به فصل برخورد با حریم خصوصی مردم به طور سلیقه ای متفاوته.بعد رفتم بیرون روزنامه رو دیدم وبی وقفه ترسیدم تا رسیدن به محل کار.تو همین فاصله ترانه جدید ابی رو شنیدم:مثه پروانه ای در مشت/چه آسون میشه ما رو کشت 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 14:9  توسط محبوبه حقیقی  |